تبلیغات
از سیاهی تا سرخی - حجاب، مایه خوشحالی حضرت زینب سلام الله علیها
حجاب سنگری است محکم که زن را از نگاه مردان شیطان صفت مصون ومحفوظ نگه می دارد.
 سیمای حجاب در کلام شهدا
حجاب، مایه خوشحالی حضرت زینب سلام الله علیها
نویسندگان : دوستدارشهدا خرم آبادی | تاریخ : 10:47

شهید قدمعلی عباس زاده: خواهرانم؛ حجاب اسلامی را حفظ کنید و افتخار کنید به شهادت من، چون که حضرت زینب را از خود خوشحال کرده اید.

  اکنون به تحلیل سخن شهید می پردازیم:

شهید در این جمله یک عمل و دو نتیجه آن را بیان می کند. عمل، همان حجاب است.

نتیجه اول؛ افتخار کردن به شهید

نتیجه دوم؛ خشنودی حضرت زینب (س)

ابتدا رعایت حجاب را به عنوان پیام اصلی  به خواهران تذکر

می دهد تا اگر محقق شد، انتظار داشته باشند که دو نتیجه بعدی عاید آنان گردد.

- اگر خواهران حجاب را رعایت نکنند، جایی برای مفتخر بودن به شهید و شهادت باقی نمی ماند و در این صورت،بهره ای از شهادت برادر در آن دنیا نیز عاید نخواهد شد. کسانی می توانند به شهادت شهیدان افتخار کنند و آن را باعث سربلندی و سرافرازی خویش بدانند که حجاب را رعایت       کنند.

-  تنها «خواهر» و وابسته به شهید بودن کفایت نمی کند. شهیدان شرط شفاعت و دستگیری ما را در آن دنیا، عمل کردن به پیام و سفارش های خود در این دنیا قرار داده اند و حجاب یکی از مهمترین وصایای شهداست.

- وقتی به خاک و خون غلطیدن من را زیبا خواهی دید( و ما رأیت الا جمیلا) که به پیام من عمل کنی زیرا من به شهادت رسیدم تا تو حجابت را حفظ کنی وگرنه آن وقت باید عزادار خون من باشی.

شهیدان وقتی عزادار می خواهند که کسی به پیام های شان عمل نکند. شهید عزادار نمی خواهد، پیرو و رهرو می خواهد.

- افتخار کردن به شهادت برادر یعنی، ای دشمنان کج اندیش و بداندیش، چراغی را که برادرم با شهادت خود و با خون خود برافروخت، با حجاب من همچنان روشن است و نسل ها از آن بهره خواهند برد. اما وقتی به حجاب عمل نکنی، پیامش این است که ای دشمنان، نگران نباشید، برادر شهیدم برای آنچه که جان داد چیزی از آن باقی نمانده، من با بی حجابی ام آن را خاموش کردم و ارزان فروختم. من خودم تاریکم و انسان تاریک، چیزی برای افتخار کردن ندارد.

- خواهرم،وقتی تو حجاب را رعایت نمی کنی یعنی به شهید می گویی که ای برادر، تو با شهادتت، تو با این وضع رفتن ات و تو با این پیامت، مانع از آزادی و بلندپروازی من شدی. تو باعث شدی که من سال ها دیرتر به دروازه های تمدن برسم. دیگر چه جای افتخار.

- جالب است بدانی که ای خواهرم، خونش را شهید داده، جان کندنش را او تحمل نموده و سختی ها و مرارت هایش را او به جان خریده اما افتخارش را به ما بخشیده است و ما چقدر وارثان نمک نشناسی هستیم اگر حجاب را رعایت نکنیم. شهید قهرمان میدان جانبازی شد اما مدال افتخارش را بر سینه ما آویخت و رفت. ببین شهید کجاست در این بحر تفکر و ما کجاییم.

                                 

و حالا نتیجه دوم؛ خشنودی زینب. چرا زینب؟

- اگر زینب را به عنوان پیام رسان خون شهیدان کربلا قبول داریم، باید بدانیم که حجاب جزیی از پیام شهیدان کربلاست که زینب پیام رسان آن است.

- شهید این چنین می گوید که خواهرم، اگر حجاب را رعایت کنی، گویی همپای کاروان آزادی بخش زینب، قدم به قدم در تاریخ ره می سپاری و پیامبر خون من هستی.

- در کوله بار رسالت زینب، حجاب هم هست. اگر خواهرم، با حجاب باشی، تو هم کربلایی می شوی. خشنودی زینب در رعایت حجاب توست. اگر زینب خوشحال باشد، بدان که حسین و زهرا را خشنود کرده ای. پس ببین که خواهرم با حجاب چه از دست می دهی و با بی حجابی چه به دست می آوری.

این زینب همان زینبی است که در کاخ ابن زیاد و در برابر زخم زبان دشمن گفت وَما رَأیتُ اِلاّ جَمیلاً  زیرا در طول سفر به کربلا و اسارت بعد از کربلا، هرگز حجاب را رها نکرد و در برابر یزید هم فریاد حجابش بلند بود. اما تو ای خواهرم آیامی توانی بعد از دیدن جسم خونین من، در برابر دشمنان بگویی وَ ما رَأیتُ اِلاّ جَمیلاً ؟ به پشتوانه عمل کردن به کدام پیام شهید؟

- شهید وقتی صحبت از زینب می کند در واقع می گوید که انقلاب ما و جنگ و جهاد ما امتداد همان قیام خونین کربلاست و ما اینک در کربلا با یزیدیان زمان می جنگیم و تو خواهرم همچون زینب، پیام رسان خون من هستی که حضورت در کاروان پیام رسانان، زینب را خوشحال می کند. اینجا زینب به تو خواهرم خوش آمد می گوید. چقدر تو سعادت پیداکرده ای که زینب از حضور تو و حجاب تو خوشحال است. جا دارد که تاریخ، تو را نظاره کند و شیعیان زهرا و حسین و زینب تو را ببینند که اگرچه آن روز و در آن صحرای تفتیده نبودی ولی بواسطه خون برادرت و با حماسه حجابت، کربلایی دیگر برپا کردی. و این جای بسی افتخار است هم برای تو که مخاطب شهیدی و هم برای شهید که پیامش حجاب است و هم برای ما که رهروان شهیدانیم.



مطلب برگرفته از صفحه 109 الی111 کتاب

1397/02/11 10:23
First of all I would like to say excellent blog!
I had a quick question that I'd like to ask if you do not mind.
I was curious to find out how you center yourself and clear
your head prior to writing. I've had a tough time clearing my mind in getting my ideas
out. I truly do enjoy writing but it just seems like the first
10 to 15 minutes are generally lost simply just trying to
figure out how to begin. Any recommendations or hints?
Many thanks!
1396/05/24 10:22
We stumbled over here different web page and thought I should check things out.
I like what I see so now i am following you. Look forward to finding out about your web page for a second time.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
کدنویسی و گرافیک : شهدای کازرون
Web Template By : 1100Shahid.ir
وبلاگicon